|
|
اگه بی ادبیه ببخشید جوکه دیگه.تازه ما فقط کش رفتیم آوردیمش اینجا نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 10:57 توسط آرتمیس
همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند. همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند. همه آدمها با هم برابرند ، اما بچهها واجبترند. همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند. همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست. در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند. نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 ساعت 8:48 توسط آرتمیس FROGS
قورباغه ها روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود. جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند... و مسابقه شروع شد.... راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند. شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید: "اوه,عجب کار مشکلی!!" "اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند." یا: "هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!" قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند... بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند... جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!" و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ... ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر.... این یکی نمی خواست منصرف بشه! بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید! بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟ اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟ و مشخص شد که... برنده ی مسابقه کر بوده!!! نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که: هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید! هیشه به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که می خونید یا میشنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره پس: همیشه.... مثبت فکر کنید! و بالاتر از اون کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید! و هیشه باور داشته باشید: من همراه خدای خودم همه کار می تونیم بکنیم این متن رو به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهمیت دارند بفرستید. به اون ها کمی امید بدید!! آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت. نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385 ساعت 17:34 توسط آرتمیس فرهنگ اصطلاحات يک زن واقعي برزن : بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ) ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين آمده است ، جمع مکسر زن ، زنها زنجان : سرور ، همان زن است به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند نازنين : مرد ، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوع فحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود : 1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند. 2. زني که گوش مردش را مي کشد. 3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند. 4. ... زنگوله : مرد خرفت ، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند. زنبيل : نيروي امنيتي اجتماعات زنانه ، زني که با بيل دفاع مي کند ، گاهي در معاني زن کشاورز نيز آمده است همزن : بدبخت ، مردي که همزمان چند زن دارد کف زن : زن کار درست ، خانمي که همه را در کف مي گذارد. زنبور : زن بور ، زن بلوند زندان : (به فتح ز)محل اجتماعات بانوان ، رديف اول کلاس نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385 ساعت 15:16 توسط آرتمیس خدا زمين را آفريد گفت عجب قشنگ! مرد رو آفريد گفت عجب قشنگ! زن را آفريد، يكمي فكر كرد گفت مهم نيست آرايش ميكنه قشنگ ميشه! خدا زمين را آفريد استراحت كرد، زمان را آفريد، استراحت كرد، مرد را آفريد، استراحت كرد، زن را آفريد، نه خود استراحت كرد، نه زمين و نه زمان و نه مرد...!! نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385 ساعت 13:13 توسط آرتمیس 1 فاصله سنیمون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) 2 من الان تو موقعیت بدی هستم(یعنی دلم یه جا دیگه گیره) ۳ تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو دوست شدم) ۴ من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم(یعنی هر غلطی خواستم کردم) ۵ دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر) ۶ من همیشه نماز می خونم تو هم نماز بخون(یعنی مثلا من خیلی دختر پاک و خوبیم بیا منو بگیر) ۷ امروز کار دارم (یعنی با یکی دیگه قرار دارم) نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385 ساعت 12:46 توسط آرتمیس
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 ساعت 13:36 توسط آرتمیس تست هاي فرهنگي هنري هنرپيشه معروف سينما ؟ هنرپيشه مرحوم سينما ؟ هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟ نويسنده “منطق الطير” کدام شاعر است ؟ تيم فوتبال آباداني ؟ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 ساعت 6:56 توسط آرتمیس الهی تو بمیری من نمیرم ........................................... سر قبرت بیام پارتی بگیرم
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 ساعت 6:54 توسط آرتمیس ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری وصل نشی ضدحال يعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی ضدحال يعنی دوست دخترتو بيرون با يه پسر ديگه ببينن ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه ۱۰ ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان یا بابا بياد تو ضدحال يعنی هیستوری رو پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند و نکیسا ضدحال يعنی پژو آر- دی ضدحال یعنی عشق یه طرفه ضدحال یعنی با دوست دخترت بری کافی شاپ دخترخالتو ببینی ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 ساعت 10:48 توسط آرتمیس
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 ساعت 10:34 توسط آرتمیس گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده همين ديگه .. خبر جديدي نيست راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 ساعت 7:9 توسط آرتمیس سلام این وبلاگ جهت دستبرد به دیگر وبلاگها و گلچین نمودن موارد جالب آنها افتتاح گردید. نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 17:41 توسط آرتمیس |
This Template designed by ParsTheme , Copyright © 2006 all rights reserved